1. خانه
  2. آموزش گرامر
  3. درس هفتم : کلمات یکسانی که به عنوان حرف اضافه و دیگر اجزای جمله استفاده میشوند

درس هفتم : کلمات یکسانی که به عنوان حرف اضافه و دیگر اجزای جمله استفاده میشوند

کلمات یکسانی که به عنوان حرف اضافه و دیگر اجزای جمله استفاده میشوند

درمثالهای زیر مشاهده میکنیم که کلمه ای که حرف اضافه است میتواند به دیگر اجزای جمله نیز تعلق داشته باشد.

کلمات یکسانی که به عنوان حرف اضافه، قید و صفت استفاده شده اند.

about

  • There has been anger about his decision to buy the house with leaks in the roof. (از تصمیم او برای خرید خانه ای که سوراخی در سقف داشت عصبانی شده است-حرف اضافه)
  • It started to rain when we’re about ready to go picnicking on the river bank. (هنگامی که آماده رفتن به ساحل رودخانه هستیم باران شروع به باریدن کرد-قید)
  • She was so angry with me that she looked as if she was about to kick me. (اوآنقدر از دست من عصبانی بود که گویی قصد زدن مرا داشت-صفت)

Above:

  • His kite was flying high above the trees. (بادبادک او بالای درختها پرواز میکرد-حرف اضافه)
  • We looked at the branches above for the owl that was hooting. (شاخه های بالا را به دنبال جغدی که در حال هوهو کردن بود نگاه کردیم-قید)
  • Call the above number for more information. (برای اطلاعات بیشتر با شماره بالا تماس بگیرید-صفت)

down

  • Our room is down the corridor on the left. (اتاق ما پایین راهروی سمت چپ است-حرف اضافه)
  • The path zig-zags down to the sea. (مسیر زیگ زاگ به طرف پایین دریا میرسد-قید)
  • There was a dead body down in the ditch. (یک جسد مرده غمگین در گودال بود-صفت)

In

  • There are too many raisins in her home-made cake(در کیک کشمشی خانگی اش او مقدار زیادی کشمش هست-حرف اضافه)
  • Who says you can just come in? (چه کسی میگوید که فقط شما میتوانید داخل شوید-قید)
  • This year, bald hairstyle is the in thing. ( امسال مدل کچل مد است-صفت)

Inside

  • Beautiful pictures of ugly witches can be found inside the book. (تصاویر زیبایی از جادوگران زشت را داخل کتاب پیدا کنید-حرف اضافه)  
  • The book has beautiful pictures of blonde mermaids inside. (کتاب تصویرهای زیبایی از پری دریایی بلوند در داخل خود دارد-قید)
  • The inside pages of the book have black and white pictures of rainbows. ( صفحات داخلی کتاب عکسهای سیاه سفید از رنگین کمان دارد-صفت)

Off

  • This is the third time he’s fallen off his horse. (این سومین بار است که او از روی اسب می افتد-حرف اضافه)
  • All of us were at the airport to see her off. (همه ما فرودگاه بودیم تا عزیمت او را ببینیم-قید)                    
  • You can’t put the kettle on to boil when the switch is off. (وقتی که دکمه خاموش است شما نمیتوانید کتری را بگذارید تا بجوشد-صفت)

Near

  • His ninety-nine-year-old grandmother keeps saying she is near death. (مادربزرگ نود و نه ساله اومدام میگوید که نزدیک مرگ است-حرف اضافه)
  • She became more nervous as the day of her first delivery drew near. (او با نزدیکی به روز زایمانش نگران تر شد-قید)
  • This stranger goes around telling everyone the world will end in the near future. (این غزیبه به هرکسی میگوید که در آینده ای نزدیک دنیا به پایان خواهد رسید-صفت)

On

  • There are two flies on the cake. (دو مگس روی کیک است-حرف اضافه)
  • Their argument went on till dawn. (بحث آنها تا سپیده دم ادامه داشت-قید)
  • The match is on now if you still don’t know. (اگرنمیدانید مسابقه درحال حاضر برقرار است-صفت)

Outside

  • There is a debt collector outside the door looking for you. (یک جمع کننده بدهی بیرون در دنبال شما میگردد-حرف اضافه)
  • The queue for the female toilets was so long, it stretched outside the building.(صف برای توالت زنانه انقدر طولانی بود که تا بیرون از ساختمان امتداد داشت-قید)
  • They engaged an outside consultant for the project. (آنها یک مشاور خارجی را برای پروژه اسخدام کردند-صفت)

Over

  • A crowd gathered to watch an object hovering over the mountain. (جمعیتی برای تماشای شیئی که بالای کوه شناور بود جمع شدند-حروف اضافه)
  • My book got soaking wet when he knocked over my glass of juice.(وقتی که او به لیوان آب میوه من زد کتابم خیس شد-قید)
  • It was such an exciting march and it was over before we knew it. (یک راهپیمایی  بسیار مهیج بود و قبل از اینکه ما بدانیم تمام شد-صفت)

Past

  • You have to drive past the hospital to reach the morgue. (برای رسیدن به سردخانه باید از بیمارستان عبورکنید-حرف اضافه)
  • He drove past sheep grazing in the fields. (او گوشفندهایی را که میچریدند به آن طرف برد-قید)
  • I have been looking for my missing cat for the past one year. (من از یک سال پیش دنبال گربه گم شده ام میگردم-صفت)

Round

  • We walked round the marketplace just for the fun of it, rather than to buy something. (ما به جای اینکه چیزی بخریم فقط برای سرگرمی در بازار دور میزدیم-حرف اضافه)
  • They gathered round to listen to his encounter with a wild dog. (آنها دور هم جمع شدند تا برخورد او با سگ وحشی را بشنوند-قید)
  • I saw two big, round eyes which must have belonged to an owl in that tree. (من دوچشم بزرگ و گرد دیدم که باید متعلق به جغد روی آن درخت بودند-صفت)

Through

  • He learned to be a clown through watching his father in the circus. (او از طریق مشاهده پدرش در سیرک یاد گرفت که دلقک شود-حرف اضافه)
  • The bullet went through his right ear. (گلوله ازمیان گوش راست اوعبور کرد-قید)
  • The women’s team is through to the next round. (تیم زنان مستقیم به مرحله بعد راه یافت-صفت)

Up

  • o         
  • o         He lives here and his father lives up the road. (اواینجا زندگی میکند و مادرش بالای جاده زندگی میکند-حرف اضافه
  • The men said they were digging up buried treasure. (آنمردها گفتند که در حال حفر عمیقتر گنج هستند-قید)
  • She was up all night baking a cake for her own birthday the next day. (او تماش شب را بیدار بود و برای تولد روز بعدش کیک پخت-صفت)
  •  

کلمات یکسانی که به عنوان حرف اضافه، قید  و حرف ربط استفاده میشوند

After

  • The mother named the newborn Pasta, after the father’s favourite food. (مادر نام پاستای تازه متولد شده را بخاطر غذای مورد علاقه پدر گذاشت-حرف اضافه)
  • Before she took her last breath, she requested her husband to join her as soon as possible, and he died soon after. (او قبل از اینکه آخرین نفس را بکشد از همسرش خواست که سریع به کنار او بیاید و او خیلی زود بعد از آن فوت کرد-قید)
  • After he lost his job, he became his neighbourhood burglar(پس از اینکه شغلش را از دست داد سارق محله شد)

As

  • o         His workmates regard him as a moron who never seems to be able to do anything but make things worse, and usually much worse. (همکارانش را به عنوان یک آدم احمق درنطر میگیرند که قادر به انجام کاری نیست و همه چیز را بدتر و معمولا بدتر میسازد-حروف اضافه)
  • He has many watches, and his twin brother has just as many. (او تعداد زیادی ساعت دارد و برادر دو قلوی اونیز همین تعداد دارد-قید)
  • He became a circus clown just as his father and grandfather had been. (او درست مثل پدر و پدربزرگش دلقک سیرک شد-حرف ربط)

Before

  • In choosing cabinet members, the Prime Minister put loyalty before quality. (نخست وزیر در انتخاب اعضای کابینه وفاداری را مقدم بر کیفیت دانست-حرف اضافه)
  • He said we met before though I was sure I had never seen him in my life. (اوگفت ما قبلا همدیگر را دیدیم ، اما من مطمئنم که در زندگی ام او را ندیده بودم-قید)
  • They thought they would die before they were found. (آنها فکر کردند که قبل از پیدا شدن میمیرند-حرف ربط)

But

  • She had never hated with anyone but her sister. (او هرگز از کسی به غیر از خواهرش متنفر نبود-حرف اضافه)
  • We have but one week to apologize to her or she will sue. (ما فقط یک هفته فرصت داریم که عذر خواهی کنیم وگرنه او شکایت خواهد کرد-قید)
  • You are not only my best friend but also my only bodyguard. (تو نه تنها بهترین دوست من هستی بلکه تنها محافظ من نیز هستی-حرف ربط)

Since

  • She has been crying since yesterday. (او از دیروز گریه میکند-حرف اضافه)
  • They have long since ceased to be excited by the number of dinosaur eggs they find. (آنها از مدتی پیش ازهیجانی که با دیدن تخمهای دایناسوری که پبدا میکردند دست کشیدند-قید)
  • It is over 10 years since I last made a donation to a charity. (بیش از ده سال ازوقتیکه  کمک به خیریه کمک کردم میگذرد-حرف ربط)

کلمات یکسانی که به عنوان حرف اضافه و صفت استفاده میشوند.

Concerning

  • The ministry’s spokesman gave very little information concerning the proposal for a new wildlife park in the area. (سخنگوی وزارت اطلاعات بسیار کمی در مورد پیشنهاد پارک جدید حیات وحش در این منطقه داد-حرف اضافه)
  • While the incidences of children killed by poisonous spiders are currently small in number in the area, they are extremely concerning. (در حالی که در حال حاضر تعداد کودکان کشته شده توسط عنکبوتهای سمی در منطقه کم است،آنها بسیار نگران هستند-صفت)
     

unlike

  • He  was skinny and undersized, unlike her husband who was bigger than usual in size. (اوبر خلاف همسرش که بیش از حد معمول بزرگ بود لاغر وکوچکتر از حد معمول بود-حرف اضافه)
  • The reported sighting was about a creature that was very unlike to any normal human being. ( گزارش مشاهده  که در مورد  یک موجود بود بی شباهت به هر انسان معمولی بود-صفت)

کلمات یکسانی که به عنوان حرف اضافه و حرف ربط استفاده میشوند

For

  • We use the doghouse for storing some garden tools from time to time. (ما از لانه سگ برای نگه داری بعضی از ابزار باغبانی به صورت گه گاه استفاده میکنیم-حرف اضافه)
  • She believed fairies exist, for she saw them. (او معتقد بود که جنها وجود دارند،چون اوآنها را دیده بود-حرف ربط)

than

  • My cat’s tail is longer than his dog’s. (دم گربه من بلند تراز دم سگ اوست-حرف اضافه)
  • His father looks older than his friend’s grandfather. (پدرش بزرگتر از پدربزرگ دوستش به نظر میرسد-حرف ربط)

until

  • After breakfast, he slept until dinnertime. (بعد از صبحانه او تا زمان شام خوابید-حرف اضافه)
  • You won’t know how delicious my homemade cake is until you taste it. (تا زمانی که کیک خانگی مرا امتحان نکنید نمیدانید چقدر خوشمزه است-حرف ربط)

کلمات یکسانی که به عنوان حرف اضافه،قید،صفت وحرف ربط استفاده میشوند.

Like

  • They say he looks like an owl because his eyes are so big. (آنها گفتند که او مانند جغد است چون چشمهایش خیلی بزرگ است-حرف اضافه)
  • That was a horrible smell, sort of rotting fish like coming from that old warehouse.(آن بو وحشتناک نبود ،به نوعی مانند بوی ماهی فاسدی بود  که از آن انبار قدیمی می آمد-قید)
  • We didn’t argue much that evening as we’re of like mind on most political issues. (ما در آن بعد از ظهر زیاد دعوا نکردیم چون در اکثر مسائل سیاسی هم فکر هستیم-صفت)
  • After retirement, he looked like he was about to become couch potato, spending a lot of time sitting at home watching television. ( بعد از بازنشستگی به نظر میرسیدکه قصد دارد مدام  روی مبل بنشیند و تلویزیون تماشا کند-حرف ربط)
مقاله قبلی
درس ششم:کلمات یکسانی که به عنوان قید و حرف اضافه میشوند
مقاله بعدی
درس هشتم : جایگاه حرف اضافه در جمله
فهرست